ابو القاسم راز شيرازى

270

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ترك طاعات كرده‌اى يكسانيم و بر ما حرجى نيست ، و هرگاه ما در قول خود صادق باشيم كه غير از دنيا عالمى است كه آن را آخرت نامند و انسان را بعد از موت رجوع به آخرت است و مطيعين را مثوبات است و اهل معصيت را عقوبات است - و حال‌آنكه بيقين كه چنين است - در اين صورت ، ما اهل نجات و نعمتيم و تو اهل هلاك و نقمت « 13 » » . آن زنديق ، فى الفور اسلام آورد . و باعث آن است كه عاقل بايد دفع ضرر مظنون از خود نمايد و طالب نفع مظنون شود ، تا آنكه به مرتبهء يقين فايز گردد ؛ فعلى هذا ، اهل غرور را كه صاحب اعتقاد مذكورند ، اهل عقل نگويند ؛ زيرا كه به سبب قصور عقل ، مغرور به دنيا گشته‌اند و از آخرت خود را محروم داشته‌اند . و دنيا كه به زخارف و زينت خود ، اهل غرور را فريفتهء خود كرده ، در نزد حقّ تعالى به قدر پر پشه قدر ندارد ؛ چنان‌كه از اهل عصمت ص وارد است كه : « اگر دنيا در نزد حقّ تعالى به قدر پر پشه قدر داشت ، شربت آبى به كافرى نمىچشانيد » ؛ و حال‌آنكه دنيا ، غالب در دست اهل كفر و شرك است ، و اهل غفلت ، بهره از دنيا زياده از اهل عقول و ايمان دارند . پس چگونه مغرور شود عبد مؤمن به دنيا ، و حال‌آنكه حقيقت آن سرابى است كه در نظر جهّال آب مىنمايد ، و ان شاء اللّه ، بيان حقيقت دنيا در باب « زهد » و « صورت دنيا » خواهد آمد . و طايفهء ثانيه از اهل غرور ، آنانند كه مىگويند : حقّ تعالى در آخرت كريم و رحيم است ، و سعى نمىنمايند در امور آخرت . بلى ! كرم و رحمت حقّ - جلّ و علا - صدق است ، امّا موقوف فرموده آن را در سعى بر طاعات و خيرات دنيا ؛ چنان‌كه فرموده : أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى * وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى « 14 » ؛

--> ( 13 ) - عذاب ( 14 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 426 رجوع شود .